بیداری کلمات

بازخوانی واقعیت از دل واژه‌ها(«روایتی از آموزش، اندیشه و مسئولیت؛ از کلاس درس تا جامعه.»)

  • صفحه اصلی
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

دستی که درد نمی‌کرد، اما حقیقت را نوشت...

توسط مهدوی نژاد | شنبه سوم مرداد ۱۴۰۵ | 4:22

روزی از روزها مشغول انجام کارهای مدرسه بودم که دانش‌آموزی وارد دفتر شد.

با لبخند گفتم: «بفرمایید، کاری داشتید؟»

گفت: «آقای ... گفته‌اند بروم دفتر.»

پرسیدم: «برای چه؟»

با خونسردی پاسخ داد: «چون تکالیفم را ننوشته‌ام.»

گفتم: «چرا ننوشتی؟»

بدون مکث گفت: «دست چپم درد می‌کند؛ نمی‌توانم تکلیف بنویسم.»

این اولین بار نبود. نزدیک به یک هفته بود که همین دلیل را برای ننوشتن تکالیفش تکرار می‌کرد؛ در حالی که می‌دانستم او همیشه با دست راست می‌نویسد.

گفتم: «باشد، برو کلاس.»

چند قدم که رفت، صدایش زدم: «فلانی! یک لحظه برگرد.»

برگشت.

برگه‌ای را جلویش گذاشتم و گفتم: «دستم بند است؛ لطفاً این چند خط را برای من بنویس.»

بدون هیچ تردیدی، خودکار را با دست راستش برداشت و شروع به نوشتن کرد.

چند لحظه بعد، خودش هم متوجه شد چه اتفاقی افتاده است.

لبخندی زدم و گفتم: «تو گفتی دست چپت درد می‌کند؛ اما مگر همیشه با دست راستت نمی‌نویسی؟ پس درد دست چپ چه ارتباطی با ننوشتن تکلیف دارد؟»

برای چند لحظه سکوت کرد...

نه پاسخی داشت و نه بهانه‌ای.

گاهی حقیقت، خودش را آشکار می‌کند؛ بی‌آنکه نیازی به بحث و بازجویی باشد.

برای اینکه موضوع را با همکاری خانواده حل کنیم، با ولی دانش‌آموز تماس گرفتم و از او خواستم به مدرسه بیاید.

تصور می‌کردم وقتی واقعیت را بداند، نخست از فرزندش بپرسد چرا حقیقت را نگفته و چرا تکلیفش را انجام نداده است.

اما ماجرا طور دیگری رقم خورد.

در طول گفت‌وگو، بیش از آنکه دغدغه‌ی علت رفتار فرزندش یا اصلاح آن را داشته باشد، از مطرح شدن موضوع ناراحت شد. حتی یک‌بار هم از فرزندش نپرسید چرا واقعیت را پنهان کرده یا مسئولیت انجام ندادن تکلیفش را نپذیرفته است.

آن روز بیش از آنکه از رفتار دانش‌آموز تعجب کنم، به نقش خانواده در آموزش مسئولیت‌پذیری بیشتر فکر کردم.

با خودم گفتم:

اگر خانه و مدرسه در یک مسیر حرکت نکنند، چگونه می‌توان انتظار داشت کودکی که امروز برای یک تکلیف ساده بهانه می‌آورد، فردا در برابر مسئولیت‌های بزرگ زندگی پاسخگو باشد؟

گاهی بزرگ‌ترین لطفی که یک پدر یا مادر می‌تواند در حق فرزندش انجام دهد، دفاع بی‌قیدوشرط از او نیست؛ بلکه کمک به او برای پذیرفتن حقیقت، مسئولیت و اصلاح اشتباهاتش است.

زیرا کودکی که امروز مسئولیت یک اشتباه کوچک را بپذیرد، فردا انسانی مسئول، قابل اعتماد و اثرگذار برای خانواده و جامعه خواهد بود.

چند سؤال برای تأمل

  • اگر فرزند ما اشتباه کرد، وظیفه ما دفاع از اوست یا کمک به اصلاح او؟
  • آیا هر ادعایی که فرزندمان مطرح می‌کند، بدون بررسی باید پذیرفته شود؟
  • آخرین باری که پیش از قضاوت، روایت فرزندمان را با آرامش بررسی کردیم، چه زمانی بود؟
  • آیا به فرزندمان شجاعت «پذیرش اشتباه» را می‌آموزیم یا مهارت «توجیه کردن اشتباه» را؟
  • اگر کودک یاد بگیرد با یک بهانه از مسئولیت فرار کند، فردا در مدرسه، دانشگاه، محیط کار و زندگی خانوادگی چگونه با مسئولیت‌های بزرگ‌تر روبه‌رو خواهد شد؟
  • آیا دفاع بی‌چون‌وچرا از فرزند، به نفع اوست یا مانعی برای رشد شخصیتش؟
  • اگر خانه و مدرسه در کنار یکدیگر نباشند، چه کسی مسئول ساختن شخصیت آینده این کودک خواهد بود؟

مسئولیت‌پذیری از خانه آغاز می‌شود و در مدرسه تمرین می‌شود. هرگاه این دو در کنار هم قرار بگیرند، آینده‌ای روشن‌تر برای فرزندانمان ساخته خواهد شد.

دروغگویی دانش آموز خانواده
مشخصات وب
واژه‌ها، بیدار می‌شوند تا جامعه را از نو ببینیم؛ با نگاهی ژرف‌تر، با صدایی روشن‌تر.
موضوعات وب
  • اشعار
  • طنز
  • پاسخ ها
  • روزمرگی های من
  • نقد نظام آموزشی
  • تجربه‌های کلاس درس
  • روایت یک معلم
  • تفکر و فلسفهٔ آموزش خانواده و تربیت
  • یادداشت‌های اجتماعی مرتبط با آموزش
پیوندها
  • مرزهای ایمان و اندیشه
آرشیو وب
  • مرداد ۱۴۰۵
  • خرداد ۱۴۰۵
  • آبان ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴

آمارگیر وبلاگ

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای بیداری کلمات محفوظ است .